قهرمان ميرزا عين السلطنه

385

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

1309 تعزيه پنجشنبه غرهء محرم الحرام سنهء 1309 هجرى - چند روز بود تهيهء تعزيه را مىديدند . امروز عصر شروع شد . چادر ندارد . حضرت و الا به امين السلطان نوشته و ابلاغ داد مكرر هم تلگراف به حاجب الدوله كردند ، چون عيالش مرحوم شده است روانه نكردند . هرطور بود امسال نرسيد . در ديوان‌خانهء حكومتى تعزيه است و اين خانه هم اجاره‌اى است . دار الحكومهء همدان را مدتى است فروخته‌اند و بىعمارت است ، اجاره بايد كرد . جمعيت زياد بود . سمت زنها سايه [ است ] و مردهاى بيچاره در آفتاب هستند . موزيكانچيهاى فوج فدوى جمعى ساعد السلطنه در تكيه هستند . تعزيه - خوانهايش بد نيستند . نقص همان نداشتن چادر است با وجود آنكه روز اول بود جمعيت زياد آمده بود . در شهر جائى تعزيه‌خوانى نيست . شورين و سنگستان هم تعزيه مىخوانند . موزيكانچى فوج مخبران آنجاها هستند . وفات امام موسى كاظم عليه السلام بود ، گريه خيلى شد . جمعه دوم - آقاى عماد السلطنه چند دستخط مفصل مرقوم فرموده بودند . كاغذ زيادى نداشتم . هوا دو سه روز است از آمدن بارانهاى مفصل سرد شده است . صبحها تا چهار ساعت به غروب مانده باران مىآيد . بعد ساكت مىشود . اگر اين‌طور باشد هيچ بستانها نخواهد رسيد و ضرر كلى به رعيت خواهد خورد . الان ماه اسد است . با وجود اين سرد شده است . مرگ آرشاك شنبه دهم محرم - عاشورى گرفته از صبح جمعيت زن آمده بود . روز هفتم كه اهل تعزيه را شماره كردند سه هزار و پانصد نفر زن آمده بود . قريب ششصد هفتصد مرد بود . الحمد لله به خير و خوشى گذشت . هوا گرم‌تر شده است . دسته‌جات زياد آمدند . سه ساعت به غروب مانده شروع به تعزيه مىشود . امروز ختم شد . اتفاق غريبى كه در اين دهه افتاد مردن آرشاك بيچاره بود . آرشاك پسرى بود ارمنى كه در مدرسهء